سيد ظهير الدين مرعشى

مقدمه 22

تاريخ طبرستان و رويان و مازندران ( فارسى )

ابن كيوس را در 40 هجرى ( 665 ميلادى ) به اسپهبدى طبرستان برداشتند ، و او جد خاندان آل باوند است كه آنان را باونديه و ملك الجبال مىگفتند . اين خانوادهء كيوسيه از سال 45 تا سال 397 هجرى يعنى تا زمانى كه وشمگير اسپهبد شهريار را به قتل رسانيد ، حكومت كردند . دربارهء معنى كلمهء به او اطلاع صحيحى در دست نيست ، غير از اين به او كه نوهء كيوس بن قباد و پسر شاپور بود . بنابه تحقيق استاد ماركوارت در كتاب ايرانشهر نسب يك خانوادهء ديگر در ايران دورهء ساسانى كه منصب مصمغانى ( رياست مغان ) را در رى داشته‌اند و مركز آنان در دنباوند ( دماوند ) بود - به باومغ مىرسد كه پدر ماه‌كوندات ( ماه‌گونداد ) بود . شخص اخير مذهب عيسوى را پذيرفت ، و نام مسيحى انستاسيوس Anastasios گرفت و در 628 ميلادى به شهادت رسيد . وى از اهالى ده ورزنين Varznin در ناحيهء رى بود و با سلسلهء باونديان - كه براى نخستين بار در سال 167 هجرى در اين نواحى حكومت داشتند - ارتباط داشت . در سلسلهء نسب باونديان مورخان نوشته‌اند كه ايشان از نسل به او هستند . بايد دانست كه اين نام يك اسم زردشتى مختص به مغان بوده است كه تلفظ اوستايى آن بنها Banha مىباشد و تلفظ ديگر آن به زبان پهلوى « بوهك » يا « بناك » است كه بنا به كارنامهء اردشير بابكان ( ترجمهء دكتر مشكور ص 16 چاپ تهران 1329 ) با شش پسرش به اطاعت اردشير در آمد و نيز پسر هوبخت موبد موبدان شاپور دوم باهك نام داشت كه تلفظ سريانى آن باوى Bavi است . اولين كسى كه از سلسلهء باونديان در تاريخ ديده مىشود ، شروين بن سرخاب است كه اعراب دامنه‌هاى البرز را به عنوان تيول ( اقطاع ) به او دادند و ظاهرا لقب باستانى پتشخوارگر شاه را براى خود اختيار كرد كه بازماندگان او در زمان ابو ريحان بيرونى نيز اين لقب را داشتند . و به قول يعقوبى لقب « شاه طخارستان » هم داشت . و جبال